تبلیغات
| مطالب جالب | اشعار زیبا | سخن بزرگان | و ... - انوشیروان و پیرمرد

انوشیروان و پیرمرد

چهارشنبه 14 آبان 1393 11:31 ب.ظ   نویسنده : دانیال      



معروف است که انوشیروان فرمان داد تا هر کس جمله حکیمانه ای بگوید به او چهارصد سکه ی طلا بدهد.روزی در حالیکه در کنار مزرعه ای میگذشت پیرمرد نود ساله ای را دید که مشغول کاشتن نهال زیتون است.انوشیروان جلو رفت و از پیرمرد پرسید،نهال زیتون بیست سال طول می کشد تا به بار بنشیند و ثمر دهد،تو با این سن و سال با چه امیدی نهال زیتون میکاری؟ پیرمرد لبخندی زد و گفت : دیگران کاشتند و ما خوردیم ما میکاریم تا دیگران بخورند.انوشیروان از جواب پیرمرد خوشش آمد و گفت: ........
واقعا جوابت حکیمانه بود و دستور داد چهارصد سکه طلا به او بدهند.پیر مرد خندید،انوشیروان گفت چرا میخندی؟ پیر مرد گفت: زیتون بعد از بیست سال ثمر میدهد اما زیتون من الان ثمر داد.انوشیروان دستور داد چهارصد سکه ی دیگر به او بدهند پیر مرد باز هم خندید، انوشیروان گفت اینبار چرا خندیدی؟ پیرمرد گفت : زیتون سالی یکبار ثمر میدهد اما زیتون من امروز دوبار ثمر داد. انوشیروان دستور داد چهارصد سکه ی دیگر به او بدهند و به سرعت از آنجا دور شد.یکی از سربازان پرسید سرورم چرا با این عجله از اینجا رفتید؟ انوشیروان گفت: اگر میماندم این پیر مرد خزانه را خالی میکرد!
برچسب ها: پیر مرد ، سرباز ، انوشیروان ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 14 آبان 1393 11:49 ب.ظ
دیدگاه ها ()
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:46 ب.ظ
What i do not realize is if truth be told how you are not really
much more smartly-favored than you might be now. You are very intelligent.
You realize therefore significantly in relation to this topic,
produced me individually imagine it from so many varied angles.

Its like women and men are not fascinated unless it's something to do with
Lady gaga! Your individual stuffs outstanding.
All the time take care of it up!
جمعه 2 تیر 1396 01:01 ق.ظ
Hi my friend! I want to say that this post is amazing, nice written and include approximately all vital infos.
I would like to look extra posts like this.
دوشنبه 1 خرداد 1396 11:43 ب.ظ
Generally I don't read article on blogs, however I wish to say that this write-up very
compelled me to take a look at and do it! Your writing style has been amazed
me. Thank you, very nice article.
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 05:10 ق.ظ
Can I just say what a relief to discover someone that really knows what they are
discussing on the web. You definitely realize how to bring an issue to light and make
it important. More people have to read this and understand this side
of your story. I was surprised that you're not more popular since
you surely possess the gift.
یکشنبه 27 فروردین 1396 04:14 ب.ظ
Thanks for every other magnificent post. The place else may just anyone get that kind
of information in such an ideal approach of writing?
I have a presentation next week, and I'm on the look
for such info.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 12:59 ب.ظ
I'll right away grasp your rss feed as I can't in finding your email subscription link
or newsletter service. Do you've any? Kindly let me recognise so that I
may subscribe. Thanks.
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:50 ب.ظ
Actually no matter if someone doesn't understand after that its up to other viewers that they will help, so here
it occurs.
جمعه 18 فروردین 1396 02:40 ب.ظ
Thanks for sharing your thoughts about انوشیروان.
Regards
جمعه 11 فروردین 1396 12:40 ب.ظ
each time i used to read smaller posts which as well clear
their motive, and that is also happening with
this paragraph which I am reading now.
یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 03:22 ب.ظ
با سلام، ممنون از شما.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


نویسندگان

  • دانیال (236)

    ابراهیم (809)

    میلاد محمود زاده(33)

    میثم صادقی(69)

    علی (0)

    مهران معتمدی(1)

    فرزاد (1)

    صادق (5)