سعدی از شاعران محبوب جهان است و ترجمه های متعدد از گلستان و بوستان او از زمان رُنسانس به بعد به زبانهای مختلف اروپایی و آسیایی عرضه شده و نیز غزلیات و قصاید او نیز به محافل ادب مغرب و مشرق راه یافته است. وقتی اولین بار گلستان و بوستان سعدی به زبان لاتین ترجمه شد یکی از کشیشان مسیحی پس از مطالعۀ کتاب چنین تصور کرده بود که این کتاب متعلق به یکی از پیامبران بنی اسراییل است که اثرش تازه پیدا شده است. آثار سعدی در غرب در مجموعۀ کتب مقدّسه به طبع رسیده و پیوسته مورد ستایش و منبع الهام بزرگان مغرب زمین بوده است.

هنری دیوید ثورو شاعر و نویسنده بزرگ آمریکایی در قرن نوزدهم نویسندۀ کتاب معروف والدن (Walden) از عاشقان سعدی بوده و گفته است که من همان سعدی هستم که پس از شش قرن باز آمده ام و یا سعدی همان ثورو است که شش قرن پیش به نام سعدی در جهان زیسته است.

امرسن شاعر و نویسنده آمریکایی نیز از ستایشگران سعدی بوده و او را در کنار شکسپیر و دانته و هُمر و در شمار شاعرانی قرار داده است که سخنانشان پیوسته تازه و باطراوت است
این قضاوتها نشان درستی است از اینکه اهمیت سعدی چنانکه بعضی از محققان معاصر گمان برده اند تنها به زبان فصیح و سحرِ کلام او نیست بلکه چنانکه خود سعدی اشاره کرده، آن زبان جادویی تنها نقابی است بر چهرۀ شاهد زیبارویی که مقصود و محبوب اوست:

نه صورتی است مزخرف سرودۀ سعدی
چنانکه بردر گرمابه می کند نقّاش
که برقعی است مرصّع به لعل و مروارید
فروگذاشته بر روی شاهد جماش

برگرفته از کتاب «۳۶۵ روز با سعدی»
به قلم حسین الهی قمشه ای