| مطالب جالب | اشعار زیبا | سخن بزرگان | و ...
 
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد

برای خرید کارت شارژ کلیک کنید
 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 فروردین 1393 توسط مدیر



من یاغی دربندم(مطالب سعید علیجانی) اینجا کلیک کنید







برچسب ها: معرفی وبلاگ، وبلاگ،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 فروردین 1393 توسط مدیر



(از ایمان پرسیدند، جواب داد)

1ـ شناخت پایه هاى ایمان : ایمان بر چهار پایه استوار است : صبر، یقین، عدل و جهاد.
صبر نیز بر چهار پایه قرار دارد. شوق، هراس ، زهد و انتظار. آن كس كه اشتیاق بهشت دارد، شهوت هایش كاستى گیرد، و آن كس كه از آتش جهنّم مى ترسد، از حرام دورى مى گزیند، و آن كس كه در دنیا زهد مى ورزد، مصیبت را ساده پندارد، و آن كس كه مرگ را انتظار مى كشد در نیكى ها شتاب مى كند.
یقین نیز بر چهار پایه استوار است : بینش زیركانه، دریافت حكیمانة واقعیت ها، پند گرفتن از حوادث روزگار، و پیمودن راه درست پیشینیان. پس آن كس كه هوشمندانه به واقعیت ها نگریست، حكمت را آشكارا بیند، و آن كه حكمت را آشكارا دید، عبرت آموزى را شناسد، و آن كه عبرت آموزى شناخت گویا چنان است كه با گذشتگان مى زیسته است.
و عدل نیز بر چهار پایه بر قرار است : فكرى ژرف اندیش، دانشى عمیق و به حقیقت رسیده، نیكو داورى كردن و استوار بودن در شكیبایى. پس كسى كه درست اندیشد به ژرفاى دانش رسید و آن كس كه به حقیقت دانش رسید، از چشمة زلال شریعت نوشید، پس كسى كه شكیبا شد در كارش زیاده روى نكرده با نیكنامى در میان مردم زندگى خواهد كرد.
و جهاد نیز بر چهار پایه استوار است : امر به معروف، نهى از منكر، راستگویى در هر حال، و دشمنى با فاسقان. پس هر كس به معروف امر كرد، پشتوانه نیرومند مؤمنان است، و آن كس كه از زشتى ها نهى كرد، بینى منافقان را به خاك مالید، و آن كس كه در میدان نبرد صادقانه پایدارى كند حقّى را كه بر گردن او بوده ادا كرده است، و كسى كه با فاسقان دشمنى كند و براى خدا خشم گیرد، خدا هم براى او خشم آورد، و روز قیامت او را خشنود سازد.

2ـ شناخت اقسام كفر و تردید :
و كفر بر چهار ستون پایدار است : كنجكاوى دروغین. ستیزه جویى و جُدُل، انحراف از حق و دشمنى كردن. پس آن كس كه دنبال توهم و كنجكاوى دروغین رفت به حق نرسید. و آن كس كه به ستیزه جویى و نزاع پرداخت از دیدن حق نابینا شد، و آن كس كه از راه حق منحرف گردید، نیكویى را زشت، و زشتى را نیكویى پنداشت و سر مست گمراهى ها گشت، و آن كس كه دشمنى ورزید پیمودن راه حق بر او دشوار و كارش سخت، و نجات او از مشكلات دشوار است.
و شك چهار بخش دارد : جدال در گفتار، ترسیدن، دو دل بودن، و تسلیم حوادث روزگار شدن. پس آن كس كه جدال و نزاع را عادت خود قرار داد از تاریكى شُبهات بیرون نخواهد آمد و آن كس كه از هر چیزى ترسید همواره در حال عقب نشینى است، و آن كس كه در تردید و دودلى باشد زیر پاى شیطان كوبیده خواهد شد، و آن كس كه تسلیم حوادث گردد و به تباهى دنیا و آخرت گردن نهد، و هر دو جهان را از كف خواهد داد.(سخن امام طولانى است چون در این فصل، حكمت هاى كوتاه را جمع آورى مى كنم از آوردن دنباله سخن خوددارى كردم -شیخ رضی-).

✥ نهج البلاغه⁑حکمت 31 ✥







طبقه بندی: مذهبی،  نهج البلاغه،  مطالب جالب، 
برچسب ها: امام علی (ع)، ایمان، یقین، عدل، جهاد، کفر، صبر،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 فروردین 1393 توسط مدیر


مرا دلیست گرفتار عشق دلداری
سمن بری صنمی گلرخی جفاکاری

ستمگری شغبی فتنه‌ای دل آشوبی
هنروری عجبی طرفه‌ای جگرخواری

بنفشه زلفی نسرین بری سمن بویی
که ماه را بر حسنش نماند بازاری

همای فری طاووس حسن و طوطی نطق
به گاه جلوه گری چون تذرورفتاری

دلم به غمزه جادو ربود دوری کرد
کنون بماندم بی او چو نقش دیواری

ز وصل او چو کناری طمع نمی‌دارم
کناره کردم و راضی شدم به دیداری

ز هر چه هست گزیرست و ناگزیر از دوست
چه چاره سازد در دام دل گرفتاری

در اشتیاق جمالش چنان همی‌نالم
چو بلبلی که بماند میان گلزاری

حدیث سعدی در عشق او چو بیهده‌ست
نزد دمی چو ندارد زبان گفتاری






طبقه بندی: شعر و ادبیات،  سعدی، 
برچسب ها: دل، عشق، دلدار، دیوار، وصل، دیدار، دوست،  



تقدیر، نه در رمل نه در کاسه ی چینی ست؟!
آینده ی ما دورتر از آینه بینی ست

ما هر چه دویدیم، به جایی نرسیدیم
ای باد! سر انجام تو هم گوشه نشینی ست

از خاک مرا برد و به افلاک رسانید
این است که من معتقدم؛ عشق زمینی ست

یک لحظه به بخشایش او شک نتوان کرد
با این همه تردید ، در این باره یقینی ست

شادم که به هر حال به یاد توأم، اما
خون می خورم از دست تو و باز غمی نیست...







طبقه بندی: فاضل نظری،  شعر و ادبیات، 
برچسب ها: تقدیر، رمل، آینده، آینه، شاد، غم، عشق،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 فروردین 1393 توسط مدیر



تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب

...تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه
چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب

تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب

چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بیکسی ها می کنم هرشب

تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب







طبقه بندی: شعر و ادبیات،  محمدعلی بهمنی، 
برچسب ها: شب، گم، پیدا، خواب، زیبا، عشق، صبح،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 8 فروردین 1393 توسط مدیر


مپرس از من که هیچم یاد کردی

که خود هیچم فرامش می‌نگردی


چه نیکوروی و بدعهدی که شهری

غمت خوردند و کس را غم نخوردی


چرا ما با تو ای معشوق طناز

به صلحیم و تو با ما در نبردی


نصیحت می‌کنندم سردگویان

که برگرد از غمش بی روی زردی


نمی‌دانند کز بیمار عشقت

حرارت بازننشیند به سردی


ولیکن با رقیبان چاره‌ای نیست

که ایشان مثل خارند و تو وردی


اگر با خوبرویان می‌نشینی

بساط نیک نامی درنوردی


دگر با من مگوی ای باد گلبوی

که همچون بلبلم دیوانه کردی


چرا دردت نچیند جان سعدی

که هم دردی و هم درمان دردی







طبقه بندی: سعدی،  شعر و ادبیات، 
برچسب ها: یاد، فراموش، درد، درمان، غم، معشوق، بیمار،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 فروردین 1393 توسط مدیر



یاد آن شب که صبا در ره ما گل می ریخت
بر سر ما ز در و بام و هوا گل می ریخت

سر به دامان منت بود و ز شاخ گل سرخ
بر رخ چون گلت آهسته صبا گل می ریخت

خاطرت هست که آن شب همه شب تا دم صبح
شب جدا شاخه جدا باد جدا گل می ریخت

زلف تو غرقه به گل بود و هر آنگاه که من
می زدم دست بدان زلف دو تا گل می ریخت

تو به مه خیره چو خوبان بهشتی و صبا
چون عروس چمنت بر سر و پا گل می ریخت

گیتی آن شب اگر از شادی ما شاد نبود
راستی تا سحر از شاخه چرا گل می ریخت ؟

شادی عشرت ما باغ گل افشان شده بود
که به پای تو و من از همه جا گل می ریخت







طبقه بندی: شعر و ادبیات،  مطالب جالب، 
برچسب ها: باستانی پاریزی، محمد ابراهیم باستانی پاریزی، گل، گل می ریخت، شب، شادی، صبا،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 فروردین 1393 توسط مدیر


هشدار ! هشدار !

به خدا سوگند ، چنان پرده پوشى كرده كه پندارى تو را بخشیده است !






طبقه بندی: مذهبی،  نهج البلاغه، 
برچسب ها: هشدار، خدا، سوگند، پرده پوشی، بخشیدن، امام علی (ع)، حکمت،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 فروردین 1393 توسط مدیر


رفتی و همچنان به خیال من اندری
گویی که در برابر چشمم مصوری

فکرم به منتهای جمالت نمی‌رسد
کز هر چه در خیال من آمد نکوتری

مه بر زمین نرفت و پری دیده برنداشت
تا ظن برم که روی تو ماست یا پری

تو خود فرشته‌ای نه از این گِل سرشته‌ای
گر خلق از آب و خاک، تو از مشک و عنبری

ما را شکایتی ز تو گر هست هم به توست
کز تو به دیگران نتوان بُرد داوری

با دوست کنج فقر بهشت است و بوستان
بی دوست خاک بر سر جاه و توانگری

تا دوست در کنار نباشد به کام دل
از هیچ نعمتی نتوانی که برخوری

گر چشم در سرت کنم از گریه باک نیست
زیرا که تو عزیزتر از چشم در سری

چندان که جهد بود دویدیم در طلب
کوشش چه سود چون نکند بخت یاوری

سعدی به وصل دوست چو دستت نمی‌رسد
باری به یاد دوست زمانی به سر بری






طبقه بندی: شعر و ادبیات،  سعدی، 
برچسب ها: خیال، فکر، جمال، دوست، یاد، چشم، گریه،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 فروردین 1393 توسط مدیر


آرزو کنید که ذوب شوید و همچون جویباری باشید که با شتاب می رود و برای شب آواز می خواند.
آرزو کنید که رنج بیش از حد مهربان بودن را تجربه کنید.
آرزو کنید که زخم خورده فهم خود از عشق باشید و خون شما به رغبت و شادی بر خاک ریزد.
آرزو کنید سپیده دم برخیزید و بالهای قلبتان را بگشایید و سپاس گویید که یک روز دیگر از حیات عشق به شما عطا شده است.
آرزو کنید که هنگام ظهر بیارامید و به وجد و هیجان عشق بیاندیشید،
آرزو کنید که شب هنگام با دلی حق شناس و پرسپاس به خانه بازآیید، و به خواب روید، با دعایی در دل برای معشوق و آوازی بر لب در ستایش او.

جبران خلیل جبران

Let these be your desire
To melt and be like a running brook that sings its melody to the night.
To know the pain of too much tenderness.
To be wounded by your own understanding of love
And to bleed willingly and joyfully.
To wake at down with a winged heart and give thanks for another day of living
To rest at noon hour and meditate love's ecstasy
To return home at eventide with gratitude; and then to sleep with a prayer for the beloved in your heart and a song of praise upon your lips.

Kahlil Gibran

برگرفته از کتاب «پیامبر»
ترجمه حسین الهی قمشه ای







طبقه بندی: حسن الهی قمشه ای،  مطالب جالب،  شعر و ادبیات، 
برچسب ها: جبران خلیل جبران، آرزو، عشق، مهربان، دعا، معشوق، ستایش،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 فروردین 1393 توسط مدیر


مانندهٔ گل ز اصل خندان زادی

وز طالع و بخت خویش شادی شادی

سرسبز چو شاخ گل و آزاده چو سرو

سروی عجبی که از زمین آزادی







طبقه بندی: شعر و ادبیات،  مولانا، 
برچسب ها: گل، خندان، شاد، سرسبز، آزاده، سرو، زمین،  
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:121)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : FBSTATUS