| مطالب جالب | اشعار زیبا | سخن بزرگان | و ...
 
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد


 


ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﻫﺴﺖ ﻣﯿﮕﻢ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﺎ ﺣﺲ ﺑﻬﺶ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﻦ… ﺑﺎﺷﻪ ؟!!
.
.
.
.
 .
.
.
۱-ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺭﻭ ﭼﻮﺏ ﺑﺴﺘﻨﯽ

 ۲-ﻧﺎﺧﻮﻥ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺭﻭ ﻣﻮﺯﺍﯾﮏ

 ۳-ﺟﻮﯾﺪﻥ ﮐﺎﻧﻮﺍ

 ۴-ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻧﺎﺧﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﯿﺎ

5 -ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﻫﺎ ﺑﻬم

6 -ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺭﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ...

چقد بی ادب
چرا داری فحش میدی....
خب راست میگم دیگه
گچ...
ناخونو تخته...





طبقه بندی: جوک،  مطالب طنز،  سبک زندگی،  اس ام اس،  موبایل،  مطالب جالب،  status، 
برچسب ها: ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﻫﺴﺖ ﻣﯿﮕﻢ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﺎ ﺣﺲ ﺑﻬﺶ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﻦ… ﺑﺎﺷﻪ ؟!! . . . . . . . ۱-ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺭﻭ ﭼﻮﺏ ﺑﺴﺘﻨﯽ ۲-ﻧﺎﺧﻮﻥ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺭﻭ ﻣﻮﺯﺍﯾﮏ ۳-ﺟﻮﯾﺪﻥ ﮐﺎﻧﻮﺍ ۴-ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻧﺎﺧﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﯿﺎ 5 -ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﻫﺎ ﺑﻬم 6 -ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺭﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ... چقد بی ادب چرا داری فحش میدی.... خب راست میگم دیگه گچ... ناخونو تخته...،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 آبان 1393 توسط دانیال


رفتم دم بقالی میگم آقا بستنی ها پاکه؟
میگه نه ریدم توشون!!!!





طبقه بندی: جوک،  مطالب طنز،  status، 
برچسب ها: رفتم دم بقالی میگم آقا بستنی ها پاکه؟ میگه نه ریدم توشون!!!!،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 آبان 1393 توسط دانیال


از دوستانی که در صفحه اجتماعی اینستاگرام عضو هستند خواهش میشود سریعا به پیچ sosheksa_9898 که توسط یه شهروند عربستانی ساخته شده و شروع به توهین و فحاشی و کاریکاتور علیه امام حسین (ع) کرده است مراجعه فرمایید و تلاش در ریپورت این حیوان انسان نما فرمایید. اگه حتی شناسنامه ای هم شیعه هستی  لطفا در هر گروهی که هستید چند بار نشر دهید تا همگان مطلع شوند. جهت         report کردن وارد صحفه مورد نظر بشین وعلامت ... رو بزنید ار منو مشاهده شد  report انتخاب کنید اگه تعداد درخواست ها زیاد باشه خود برنامه اینستاگرام این شخص وهابی رو حذف میکند زمان امام حسبن نبودی  حالا که هستی از ارزشهای او دفاع کنیم


من خودم رفتم دیدم افتضاح بود!




طبقه بندی: status،  مذهبی،  اخبار جالب، 
برچسب ها: اهانت وهابی، اهانت، وهابی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 آبان 1393 توسط دانیال

تو تهرانی‌ که شده مُده تازه لاتیو پُره مازراتی
بگو واسه تو چی‌ مونده
همه چی‌ قرو قاطی‌
نمی‌دونی حتی دیشب
دوست دخترت با کی‌ بوده

نه نه نه نه نه نه نه نه.. فردا رو نمی‌خوام
واسه فردا این همه راه رو نمیام ، چسبیدیم
امشبو یه وری ، هر چی بشه میگم عشقم
C’est La Vie..
نیستیم سیندرلا
انقد میمونیم بیرون تا چین بره لا
پوستمون گود بشه همه زیر چشا
بگو کی‌ این همه م*مه دیده یه جا ها ها؟
ماها تحریم نیستیم همگی‌ سوخت میدیم
نمیدونیم باهم سر چی‌ دوست میشیم
دیگه شده مسخره برام
اینجا بس کمه سواد
از تفریح گذشته مصرف ِ مواد
تهران شیک و پیک بود دیگه شیک نی‌
رستوران بود و شده پیکنیک
تهران کارتونی بود ولی‌ گرگه بردش خوردش میگ میگ
دیگه دیگه رینگِ بکس شد
چش نذاشته میان میگن سوک سوک
دافاش خشننو زاخاراش فشنن
ولی‌ بازم حال میکنییم باهاش مگه نه..

تو تهرانی‌ که شده مُده تازه لاتیو پُره مازراتی
بگو واسه تو چی‌ مونده
همه معاملاتی
نمی‌دونی حتی دیشب
دوست دخترت با کی‌ بوده

آدما تهران شدن حزب باد
بد جوری دنبال وززهان
دختره بغلم لَم داده
طبقه معمول شده هولِ برنامه
چی‌ بگم وقتی‌ اون عمل بنّائه
الکلی تا اونکه عملِ قلب داره
نمی‌شه دید فرق قشرارو
برقه چشمارو
ولی‌ بازم من
تهران میرم با لبِ خندون
یه دست به فرمون
یه خط به دندون
چون ، اینجا همه گروه گروهن
پشتت بد میگن خوب تو روتن
بعده لاشخوریشون با تو خوبن
کارشون جور شد جفت پارو توتن
شدن نصف ِ دخترا تو ایران ول
آنتن میدن بدتر از ایرانسل

تو تهرانی‌ که شده مُده تازه لاتیو پُره مازراتی
بگو واسه تو چی‌ مونده
همه چی‌ معاملاتی.....

ادامه مطلب

طبقه بندی: موسیقی،  ترانه،  status، 
برچسب ها: متن آهنگ تهران مازراتی زدبازی، متن، آهنگ، تهران، مازراتی، زدبازی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 آبان 1393 توسط دانیال

معروف است که انوشیروان فرمان داد تا هر کس جمله حکیمانه ای بگوید به او چهارصد سکه ی طلا بدهد.روزی در حالیکه در کنار مزرعه ای میگذشت پیرمرد نود ساله ای را دید که مشغول کاشتن نهال زیتون است.انوشیروان جلو رفت و از پیرمرد پرسید،نهال زیتون بیست سال طول می کشد تا به بار بنشیند و ثمر دهد،تو با این سن و سال با چه امیدی نهال زیتون میکاری؟ پیرمرد لبخندی زد و گفت : دیگران کاشتند و ما خوردیم ما میکاریم تا دیگران بخورند.انوشیروان از جواب پیرمرد خوشش آمد و گفت: ........


ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگ و هنر،  مطالب جالب،  اس ام اس،  موبایل،  جورواجور،  داستان جالب،  داستان کوتاه آموزنده، 
برچسب ها: پیر مرد، سرباز، انوشیروان،  



من با توام... نه من.. که تمام" سکوت ها"

بی اعتنا به خط کشی عنکبوت ها

می بینم اینکه طالع خورشید می دمد

بر صحنه تلاطم کف ها و سوت ها

می بینم ازدحام شگفت کبوتران

از بین دست های بلند قنوت ها

می بینم اینکه خاطره و خنده می شود

این های و هوی هرزه ی باد و بروت ها

شیرین من به تلخی ازین قصه یاد کن

وقتی که خاک پر شود از طعم توت ها







طبقه بندی: عبدالجبار کاکایی،  شعر و ادبیات، 
برچسب ها: حبس سکوت، سکوت، عنکبوت، خورشید، قنوت، خاطره، خنده،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 توسط ابراهیم


من همان روز که آن خال بدیدم گفتم
بیم آن است بدین دانه که در دام افتم

هرگز آشفته رویی نشدم یا مویی
مگر اکنون که به روی تو چو موی آشفتم

هیچ شک نیست که این واقعه با طاق افتد
گو بدانید که من با غم رویش جفتم

رنگ رویم غم دل پیش کسان می‌گوید
فاش کرد آن که ز بیگانه همی‌بنهفتم

پیش از آنم که به دیوانگی انجامد کار
معرفت پند همی‌داد و نمی‌پذرفتم

هر که این روی ببیند بدهد پشت گریز
گر بداند که من از وی به چه پهلو خفتم

آتشی بر سرم از داغ جدایی می‌رفت
و آبی از دیده همی‌شد که زمین می‌سفتم

عجب آنست که با زحمت چندینی خار
بوی صبحی نشنیدم که چو گل نشکفتم

پیش از این خاطر من خانه پرمشغله بود
با تو پرداختمش وز همه عالم رفتم

سعدی آن نیست که درخورد تو گوید سخنی
آن چه در وسع خودم در دهن آمد گفتم







طبقه بندی: سعدی،  شعر و ادبیات، 
برچسب ها: دانه، دام، غم، دل، دیوانگی، آتش، گل،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 توسط ابراهیم



صدای قلب نیست

صدای پای توست

که شب ها در سینه ام می دوی

کافی است کمی خسته شوی

کافی است کمی بایستی . . .







طبقه بندی: شعر و ادبیات،  status، 
برچسب ها: قلب، صدا، صدای قلب، کافی، خسته، شب، شب ها،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 توسط ابراهیم



بدهکار هیچ کس نیستم
جز همین ماه
که تو را به یادم می آورد.







طبقه بندی: رسول یونان،  شعر و ادبیات،  status، 
برچسب ها: بدهکار، هیچکس، ماه، تو، یاد، همین ماه، شعر کوتاه،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 توسط ابراهیم


آفتاب معرفت نوریست که از نار عشق می روید از این روست که تا آدمی عاشق نشود به معرفت حقیقی دست نمی یابد، آدمیان را نمی شناسد، جهان را به درستی نمی بیند و اسرار آن را در نمی یابد، زیرا غیر عاشق خود بین است و خودبین چگونه غیر را تواند دید مگر آنکه نقش سوداهای خویش را در غیر بیند. امّا عاشقان که از حجاب خود بیرون آمده اند هم جهان را، و هم مردمان را، نیکوتر شناخته اند و غوغای علم و هنر را همین مستان بادۀ عشق در جهان برانگیخته اند

شر و شور دوران فکنند مستان
سر هوشمندان هنری ندارد
الهی

یک به یک من می شناسم خلق را
همچو گندم همچو جو در آسیا
مولانا

برگرفته از مقدمه کتاب « گزیده منطق الطیر - هفت شهر عشق» به قلم حسین الهی قمشه ای






طبقه بندی: مطالب جالب،  شعر و ادبیات،  حسن الهی قمشه ای، 
برچسب ها: نار، نور، عشق، آفتاب، عاشق، شناخت، معرفت،  
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:116)      1   2   3   4   5   6   7   ...